خانه‌ی دوست کجاست؟

بی نهایت حضرت است این بارگاه ... صدر را بگذار، صدر توست راه

سگ زرد پاچه‏گیر و شغال باحال

بشنوید ای دوستان این داستان ... خود حقیقت نقد حال ماست آن:

صاحبان قدرت برای دور نگه داشتن مردم از حقایق، بسته به روحیه‏شان و شرایط موجود روش‏های گوناگونی را در پیش می‏گیرند. همه‏ی آنچه این بار در این باره می‏خواستم بگویم را استوارت مک‏میلن کمتر از سه سال پیش در یک کاریکاتور به شیوایی هر چه تمام‏تر به تصویر کشیده است. شما را به تماشای دقیق این کاریکاتور که خلاصه‏ای تصویری از کتاب «تفریح و سرگرمی تا سرحد مرگ» نوشته‏ی نیل پُستمن است دعوت می‏کنم.

+ محمد ; ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()

اگر در سرای سعادت کس است ...

یکی از خدمات بزرگی که بزرگانی همچون سعدی و حافظ به جامعه‏ی سنتی و مذهب زده‏ی قشری و عبوسِ ایرانِ پس از اسلام کرده‏اند این بود که در همان گفتمان مذهبی، حساسیت و توجه مردم را از ثواب‏‏ها و گناه‏های فردی به سمت هنجارها و ناهنجاری‏های اجتماعی معطوف کردند. این تیزبینی و آسیب‏شناسی زیرکانه کم کشفی نبود که این بزرگان در فضای پر از اعوجاج و ناراستی حاکم بر آن دوران، بر آن انگشت تاکید نهادند. سعدی با صراحت و تندی و بی‏پروایی تام و تمام به این امر همت می‏گماشت:

جماعتی که نظر را حرام می‌گویند ... نظر حرام بکردند و خون خلق حلال!

طریقت (عبادت) به جز خدمت خلق نیست ... به تسبیح و سجاده و دلق نیست

به دیوان حافظ که به دقت بنگریم به روشنی درمی‏یابیم که او در این باره چقدر استادانه و با زیرکی تمام و همچنین با طنز ویژه‏ی حافظی‏اش به سالوسیان و اربابان قدرت و هم‏دستان شریعت‏فروش آنان می‏تاخته است:

صوفیِ شهر بین که چون لقمه‏ی شُبهه می‌خورَد ... پاردُمش دراز باد آن حیَوان خوش علف

فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد ... که می حرام، ولی به ز مال اوقاف است

درِ میخانه ببستند خدایا مپسند ... که درِ خانه‏ی تزویر و ریا بگشایند

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند ... چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس ... توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند؟
گوییا باور نمی‌دارند روز داوری ... کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند
یا رب این نودولتان را با خر خودشان نشان ... کاین همه ناز از غلام ترک و استر می‌کنند

دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند؟ ... پنهان خورید باده که تعزیر می‌کنند
ناموس عشق و رونق عشاق می‌برند ... عیب جوان و سرزنش پیر می‌کنند
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب ... چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند

ما را به رندی افسانه کردند ... پیران جاهل شیخان گمراه
از دستِ زاهد کردیم توبه ... و از فعلِ عابد استغفرالله

ریا حلال شمارند و جام باده حرام ... زهی طریقت و ملت، زهی شریعت و کیش!
+ محمد ; ٦:۱٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()