خانه‌ی دوست کجاست؟

بی نهایت حضرت است این بارگاه ... صدر را بگذار، صدر توست راه

تحلیل

برخی می‏گویند جنگ در می‏گیرد چون انتخابات نزدیک است و به منظور نشان دادن امریکایی مقتدر و حافظ بی چون و چرای امنیت ملی شهروندان خود، افروختن شعله‏ی یک جنگ دیگر برای دمکرات‏های امریکا ضروری است. دسته‏ای دیگر سودآوری کمپانی‏های نظامی در صورت بروز جنگ را دلیل عمده‏ی کوبیدن بر طبل جنگ قلمداد می‏کنند و از آن به عنوان برون رفتی از بحران اقتصادی موجود یاد می‏کنند. 
برخی دیگر اما می‏گویند جنگ در نمی‏گیرد، چون در صورت بروز احتمالی آن قیمت نفت خیلی زیاد خواهد شد و برای ساکنان نیمکره‏ی غربی چندان خوشایند نیست. پاره‏ای دیگر می‏گویند جنگی در نمی‏گیرد چون اوضاع اقتصادی جنگ‏جویان خوب نیست و پول کافی برای برآمدن از عهده‏ی هزینه‏های نظامی آن ندارند.
هیچ کس، حتا یک تحلیل‏گر هم نگفته که جنگ می‏شود یا نمی‏شود چون یکی از طرفین نگران کشته شدن آدم‏های غیر نظامی هستند. نگران به بار آمدن ویرانی اند. نگران زخمی کردن زمین اند. لابد خودش هم می‏داند اگر چنین چیزی بگوید نه تنها خنده و تمسخر حضار را به همراه خواهد داشت، بلکه دیگر در هیچ برنامه‏ای حتا به عنوان سه‏پایه‏ی گلدان هم از او دعوت به عمل نخواهد آمد چه برسد به عنوان تحلیل‏گر مسایل منطقه! 

بد زمانه‏ای است. به یاد این بخش از «آخر شاهنامه» می‏افتم:
...
هان، کجاست ؟
پایتخت این دژآیین قرن پُر آشوب 
قرن شکلک چهر 
برگذشته از مدارِ ماه 
لیک بس دور از قرارِ مهر 
قرن خون آشام 
قرن وحشتناک‏تر پیغام 
کاندران با فضله‏ی موهومِ مرغِ دورپروازی
چار رکنِ هفت اقلیمِ خدا را در زمانی بر می‏آشوبند 
هر چه هستی ، هر چه پستی ، هر چه بالایی
سخت می‏کوبند پاک می‏روبند 
هان، کجاست ؟
پایتخت این بی‏آزرم و بی‏آیین قرن 
کاندرآن بی گونه‏ای مهلت 
هر شکوفه‏ی تازه رو بازیچه‏ی باد است 
همچنان که حرمت پیرانِ میوه‏ی خویش بخشیده 
عرصه‏ی انکار و وَهن و غَدر و بیداد است 
پایتخت این‏چنین قرنی  
کو؟
بر کدامین بی‏نشان قله ست 
در کدامین سو ؟ 
... 
______________________________________________________________________
دکلمه‏ی شعر با صدای دلنشین سراینده‏ی آن، مرحوم مهدی اخوان ثالث، را این‏جا می‏توانید بشنوید. 
+ محمد ; ٦:۳٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٩ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()