خانه‌ی دوست کجاست؟

بی نهایت حضرت است این بارگاه ... صدر را بگذار، صدر توست راه

کشیش کم‏جرأت

صرف‏نظر از بیست و هفت رصد از شخص کوپرنیک، تمام نظام او بر اساس مفروضات مشاهدات بطلمیوس و هیپارخوس و سایر ستاره‏شناسان یونانی و مسلمان پیش از او بود که کوپرنیک اظهارات آنان را بی چون و چرا و همچون حقیقت محض پذیرفت، بدون تأمل در این‏که امکان اشتباهی را به سبب عدم دقت در تحریر و ترجمه‏ی متن (که دست بر قضا به وضوح تحریف هم شده بود) در نظر بگیرد یا خطاها یا اصلاح ارقامی را که به وسیله‏ی خود رصدکنندگان قدیمی صورت گرفته بود منظور دارد. بالاخره هنگامی که وی به بی‏اعتباری مفروضاتی که کار خود را بر آن بنا نهاده بود پی برد، باید احساس کرده باشد که دستگاهش اعتبار و ارزشی ندارد. اما در آن موقع بسیار دیر شده بود که بتوان به اقدامی در این باره مبادرت کرد. صرف‏نظر از بیم آن‏که مورد استهزا قرار گیرد شاید پی‏بردن به نقص اساسی کارش موجب بی‏میلی وی به انتشار کتابش [درباره‏ی دَوَران افلاک آسمانی] شده بود. وی این حقیقت را پذیرفته بود که زمین می‏چرخد اما دیگر نمی‏توانست بپذیرد که خواه زمین خواه سایر سیارات به همان ترتیب و بر روی همان مداراتی که وی در کتابش برای آنها تعیین کرده بود بچرخند.

عیب اعتقاد کورکورانه به عقاید کهن که کوپرنیک را چنین شخصیت رقت‏انگیزی ساخته بود را می‏توان با مثال عجیبی توضیح داد که موضوع آن بسیار فنی است و من باید آن را به صورت ساده‏ای در آورم. بر اساس اعتماد کوپرنیک به مشتی از مفروضات مشکوک منتسب به هیپارخوس و منه لائوس و بطلمیوس و بتانی، که در طی دوهزار سال شایع بود، وی به موجودیت پدیده‏ای معتقد شده بود که وجود نداشت؛ یعنی تغییر متناوب در سرعت حرکت نوسانی محور زمین. در حقیقت حرکت نوسانی با همان سرعت پیوسته و یکنواخت ادامه دارد، اما فقط رقم پیشینیان اشتباه بود. در نتیجه کوپرنیک ناگزیر شد یک نظریه‏ی دشوار غیر قابل تصوری بسازد که دو حرکت مستقل نوسانی را به محور زمین نسبت دهد. اما نوسانات در طول خط مستقیم حرکاتی «جبری» است که فیزیک ارسطویی آن را غیرممکن شناخته است. از همین جاست که کوپرنیک یک فصل تمام را اختصاص به این موضوع داده است که نشان دهد چگونه این حرکت در خط مستقیم می‏تواند از ترکیب دو حرکت «طبیعی» که مستدیر است حاصل آید. نتیجه‏ی این تعقیب و تفحصِ خیالی این شد که چهار حرکت مستدیر دیگر علاوه بر پنج حرکتی که پیش از آن مفروض بود به زمین نسبت دهد.

در اواخر این فصل مشقت‏بار که گویی دردسر کوپرنیک از دوایر به اوج خود می‏رسد، دست‏نوشته‏اش حاوی سطور زیر است:
«در ضمن، این نکته را باید متذکر شد که اگر دو دایره قطرهای متفاوت داشته باشند و سایر شرایط هم لایتغیر بماند حرکت حاصل در خط مستقیم نخواهد بود بلکه بیضی‏شکل است.» این تصور در حقیقت صحیح نیست، زیرا منحنی مدور حاصل تقریبن شبیه بیضی است. اما حقیقت عجیب این است که کوپرنیک با دلایل نادرست و قیاس خطا بیضی را که شکل عموم مدارات سیاره‏ای است درست حدس زد و پس از مبادرت به این کار بی‏درنگ آن را ترک کرد. این قسمت در دست‏نوشته خط خورده و در نسخه‏ی چاپی «درباره‏ی دَوَران افلاک آسمانی» قید نگردیده است.

تاریخ اندیشه‏ی بشری مملو از حسن تصادفات و فریادهای شادی «یافتم» است؛ اما از موارد شکست و فرصت‏های از دست رفته معمولن اثری به جا نمی‏ماند.

__________________________________________________________________________
برگرفته از کتاب «خوابگردها» اثر «آرتور کویستلر»، بخش «کوپرنیک؛ کشیش کم‏جرأت»

+ محمد ; ۱:٢٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٥ دی ۱۳٩۱
comment نظرات ()