خانه‌ی دوست کجاست؟

بی نهایت حضرت است این بارگاه ... صدر را بگذار، صدر توست راه

گفت و گوی تمدنها یک قرن پیش

ویل دورانت در کتاب «تاریخ تمدن» به پس از دوره‌ی صفوی که می‌رسد می‌گوید:

«وضع ایران و اسلام در آخرین دوره‌ی اعتلای قدرت و ھنر آنھا چنین بود تمدنی کاملن متفاوت با تمدن غرب و گاھگاه به طرزی موھن مخالف آن. مسلمانان ما را کافر و مادی می‌دانستند، از این که تحت تسلط زنان بودیم و بیش از یک زن نمی‌گرفتیم به ما می‌خندیدند، و گاھی سیل آسا برای خراب کردن دروازه‌ھای ما به حرکت درمی‌آمدند. در ایامی که اختلافی بزرگ میان مسلمانان و مسیحیان بود، نمی‌بایستی از ما انتظار داشته باشند که تمدن اسلامی را درک یا از ھنر آن تمجید کنیم. تمدنھا ھنوز با یکدیگر رقابت می‌کنند، اما به طور کلی باعث خونریزی نمی‌شوند، و اکنون می‌توانند متقابلن یکدیگر را تحت نفوذ قرار دھند. شرق صنایع و اسلحه‌ی ما را اقتباس می‌کند و به صورت غرب در می‌آید؛ غرب از ثروت و جنگ خسته می‌شود و طالب آرامش درون است. شاید بتوانیم به شرق کمک کنیم تا بر فقر و خرافات فایق آید؛ و شرق بتواند ما را به فروتنی در فلسفه و به ظرافت در ھنر برساند. شرق غرب، و غرب شرق است، و این دو با یکدیگر تلاقی خواهند کرد.»

مرحوم علی اکبر دهخدا پس از اقامتی دوساله در اروپا، در بازگشتش به ایران که مقارن نهضت مشروطه خواهی بود در یادداشت اعتراض گونه‌ای به مدعیان برتری تمدن غرب یا به عبارت بهتر به غربیان مدعی قیمومت شرق می‌گوید:

«اما تمدن، این کلمه که در فرهنگ‌های شما خیلی مبهم است در پیش ما خیلی روشن و کمال مطلوب است که از زمانهای بسیار بسیار قدیم رو به آن می‌رویم و سکته و وقوف فقط وقتی است که دچار چنگیزها و تیمورها بشویم. تمدن را ما دو قسمت می‌کنیم؛ یکی تمدن معنوی و روحی، و یکی تمدن مکانیکی. از قسمت اول شما بهره ور نیستید و هیچ مددی هم به آن نکرده‌اید بلکه برای اختلاط و امتزاجی که با اقوام وحشی و آدم‌خوار در خون و اخلاق پیدا کرده‌اید قرنها هر چه ممکن بود سیر تمدن را کندتر کردید، دیر یا زود او را مغرب باید از شرق اقتباس کند. اما در تمدن مکانیکی کسی دست ما را نبسته است، مشغولیم و خیلی هم به سرعت ...»

+ محمد ; ٦:٠٧ ‎ق.ظ ; جمعه ۳ امرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()