این روزها...

ای ببسته خواب جان از جادوی ... سخت‌دل یارا که در عالم توی!
هین گلوی صبر گیر و می‏فشار ... تا خنک گردد دل عشق، ای سوار!
تا نسوزم کی خنک گردد دلش؟ ... ای دل من خاندان و منزلش!
خانه‏ی خود را همی سوزی، بسوز! ... کیست آن کس کاو بگوید «لایجوز»؟
خوش بسوز این خانه را ای شیر مست ... خانه‏ی عاشق چنین اولی‏تر است

بر گرفته از داستانی شنیدنی در دفتر ششم مثنوی

/ 0 نظر / 33 بازدید